X
تبلیغات
بادار
آخه اینجا چقد  صوت و کور شده!!!  

+ تاريخ چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 14:56 نويسنده بادار |
بنده مجید اسلمی ، ملقب به ایکیوسان دانشجوی ارشد رشته مهندسی عمران از دانشگاه تربیت مدرس در تاریخ 5/5/1392 مصادف با اولین شب قدر ماه مبارک رمضان برای همیشه با نویسندگی در این وبلاگ و سایر وبلاگهای موجود خداحافظی کرده و از تمامی دوستان التماس دعا دارم :) در ضمن از دوستان عزیزم (امین ، مجتبی ، رابین ، میثم ، ضیا و...) بخاطر اخلاقِ گند این روزام عذرخواهی میکنم ، درگیر یه مسائلی بودم که گفتنش صلاح نیست ولی بهرحال معذرت میخوام از دوستان خوبم :) از خانوم ها فم فم و یلدا و ممول و ماه پنهان ستاره درخشان ای اف جی و ... نیز بخاطر شوخی های بیجا و شاید سبکم معذرت میخوام ، من برای همیشه دارم از ایران میرم ، دوست ندارم کسی از دستم دلخور باشه لذا از کلیه دوستان میخوام که این بنده ی سرا پا تقصیر رو تو این شبهای قدر دعا کنند . التماس دعا!


+ پایان نامم دفاع کردم ، دارم میرم وطن ، پاسپورتمو دادم برای خروجی

+ تاريخ یکشنبه ششم مرداد 1392ساعت 4:1 نويسنده ایکیوسان |
دیشب داشت میخوند!! صداشو ضبط کردم!! خوشم اومد گفتم بزارم اینجا شاید بازم بترکونه!!!

با اجازش!!


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه پنجم مرداد 1392ساعت 20:28 نويسنده ایکیوسان |
آقا هر کی فکاهی یاد داره بیایه ده نظرا بگه یکم بخندم که ده ای روزا خنده بیخی یادمان رفته!!!

اولیش از خودم!

شخصی در شهر روزه میخورد پولیس او را گرفته نزد قاضی آورد 
و دید که قاضی کباب میخورد 
قاضی پرسید این شخص چیکار کرده 
پولیس گفت این شخص درشهر نان خشک میخورد
آوردم که باشما کباب بخوره ... :))))


+ بی مزه گفتم که شما بیاید با مزه هاشو بگید!!! :)))

+ خنک هم خودتی!!! :))))

+ تاريخ شنبه بیست و نهم تیر 1392ساعت 2:26 نويسنده بادار |
یعنی حجم فکری که قبل خواب تو کله من میاد اگه وسط روز میومد روزی 2 یا شاید 3 تا اختراع تو کارنامم داشتم!!! :))))

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392ساعت 16:29 نويسنده بادار |
خدایا آنچه کردم و خطا بود بر من ببخشای!! چشم امید من به ماه آسمانیت است...

برای پروانه شدن از رفتن و ماندن در پیله ات نترس...

+ یا حق!!

۲3/۴ 1:37  MJ

+ تاريخ دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392ساعت 1:31 نويسنده بادار

هواتو کردم من حیرون تو اینروزا هواتو کردم

دلم میخوادت میخوام بیام تو آسمون دورت بگردم

 هوایی میشم  همون روزا که میبینم هوامو داری

میخوام بدونم تا کی میخوای ببینی و به روم نیاری

 

دلمو دست تو دادم  من دل تنگ احساسی 

نمیزاری که تنها شم تو رو من خیلی حساسی

 

دلمو دست تو دادم دلمو آسمونی کن

 

 همیشه مهربون بودی دوباره مهربونی کنی 

 

چه روزا ها حالمو دیدی چه شبایی که رسیدی

تو صدای دل تنهای منو شنیدی

تو که دردامو میدونی تو که چشمامو میخونی

بده بازم به دل من یه نشونی

+ تاريخ شنبه بیست و دوم تیر 1392ساعت 0:58 نويسنده بادار |
 
+ تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1392ساعت 20:38 نويسنده بادار |
انصافا اتوبوس خط نیروگاه با هواپیما سر گنجایش ظرفیت کل بندازه حق داره!! دی:)
+ تاريخ سه شنبه هجدهم تیر 1392ساعت 21:26 نويسنده بادار |
شاهکاره اگه بین بد و بدتر بهترینو انتخاب کنی!!! وضعیت این روزایه من یه علامت سواله!!!
+ تاريخ یکشنبه شانزدهم تیر 1392ساعت 2:54 نويسنده بادار |
مدونا ۵۵ سالشه و دوست پسرش ٢٢ سالشه!!!
جنیفر لوپز ۴٣ سالشه و دوست پسرش ٢۶ سالشه!!!

+ دختر خانما اگه تا حالا مرد زندگیتون رو پیدا نکردید نگران نباشید, احتمالا هنوز به دنیا نیومده!!!:)))

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 15:24 نويسنده بادار |
قربان لطفا منو بکشید!!!!!!!!قربان!!!

لطفا منو ببخشید و منو بکشید!!!!!

اظهارات یانگوم بعد از یافت شدن یک تار مو در غذایه عالیجناب!!!

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 12:47 نويسنده بادار |
عزیزم میدونم که میدونی این دنیا جای خوبی نیست!!!ولی واسه یه لحظم که شده جایه این میدونم رو به نمیدونم بده!!!

ببین میتونی دنیارو قشنگتر ببینی؟!!!

هیچوقت فک نکن تو گرگی هستی که هیچوقت به میگ میگ نمیرسه و ناامید بشی!! بالاخره یه روزی والت دیزنی قسمت آخرشو میسازه!!!

اینو یادت باشه که همش نیاز نیست گرگ باشی!!! همش نیاز نیست که فک کنی تنهایی تا وقتی کسایی مثه پسر شجاع، یوگی و دوستاش و سگ آقای پتی بل هستن!!!

آره!!! گریه کن!!! گریه قشنگه!!! توشیشانم یه روزی از مادرش دور شد!! گریه کن!! گریه قشنگه!!

ولی بپا دنیارو آب نبره!!

بند بیار هوایه بارونیه چشماتو!! توشیشانم یه روزی مادرشو پیدا کرد!!! گریه بسه!! با اینکه قشنگه!!

 

 

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 1:51 نويسنده بادار |
یکی از فانتزیام اینه که تعطیلات برم کیش یا برم جزیره هونولولو با آهنگ انتهایی سریال یانگوم گانگ نام استایل برم!!!( البته ورژن بکوبش)

لامصب آخرته فازه!!

 

+ دیونم خودتی!!!

 

+ تاريخ چهارشنبه دوازدهم تیر 1392ساعت 1:17 نويسنده بادار |
الی جانا بخی بدقار موشیم مو / قیطای کامنت اشتو سرقار موشیم مو

ایی پست ملوم آزرگی توره بوگیم / کمک قد یاد دوستان خوش شنیم مو

.

.

پ.ن 1: همه باید آزرگی توره بوگن 

پ.ن٢ : کامنت ایرانیگکی حذف موشه

+ تاريخ دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 13:35 نويسنده بادار |
تشکر از برداران گربه نره و فروپیسور بالتازار که قبول زحمت کردن و یه چند وقتی رو اینجا نوشتند 

.

.

.

.

پ.ن : گربه نره سنگ داره و بالتازار هم میخواد بره قشلاق بدان جهت هردو در حال نوشتن وصییت نامه هستند 

پ.ن 2 : حدود شش سالی هست که حضرات نویسنده هستن و لِوِل نوشتنشون یه دو سه سطحی از ویزیتور های بادار بالاتر هستند 

پ.ن3 : حضرات در جستجوی فضای وبلاگی باز و ویزیتور های اپن مایند و باجنبه هستند

پ.ن4: نو پروبلم ، کیپ اون ! با قدرت !

+ تاريخ دوشنبه دهم تیر 1392ساعت 2:41 نويسنده بادار |
رمزش جواب این معماس!!

خودش دسته بیله، صداش نعره شیره!!!

بخاطر درخواست زیاد رمز این پست داده میشه!!

«تفنگ»


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه یکم تیر 1392ساعت 13:14 نويسنده بادار |
سلام بچه ها 

چی حال دارین ؟خوبین؟ ما که سخت مشغول کاریم و فرصت نداریم بهتون سر بزنیم حتی بعد از ۴ روز اولین باره که تو وبلاگ خودمون میام  ولی روز های جمعه میام و جواب همه کامنتا رو می دم و پست میزارم .

خوش باشین بچه ها وتابستون  خوبی داشته باشین !!! ما هم تابستو رو پشت چرغ خیاطی به پایان میرسونیم !!  راستی نظرتون چیه مدلایی رو که میدوزیم رو رو وبلاگ بززارم

+ تاريخ پنجشنبه سی ام خرداد 1392ساعت 0:15 نويسنده بادار |
امشب چه وضعی بود قم!!! انگار عروسی عمه های مردمو یه شب یه جا گرفتن!!!!!

قمو اینجوری ندیده بودم انصافا!!!

+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 0:19 نويسنده بادار |
یک توصیه مهم برای زندگی سالم

حقیقت هر چقدر تلخه با قدرت بگید و برای داشتن زندگی سالم بلافاصله بعد از گفتن فرار کنید!!!!!!!!!

کلام های آموزنده عمو ضیا

+ تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 19:6 نويسنده بادار |
یکی از دوستان و فامیلا پدرش رو بخاطر قضیه ای از دست داده!!! امشب که رفتم خونش واقعا موندم بهش چی بگم یا چه عکس العملی داشته باشم!!درک کردید تا حالا؟! آدما تا چه حد میتونن پست و رذل باشن!!!اینو هم درک کردید تا حالا؟!! راستی یه فاتحه واسه پدرش که بیگناه کشتنش بخونید!!!!
+ تاريخ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392ساعت 2:47 نويسنده بادار |

خوب بزارید یه موبایل خوب که قیمتش در مقایسه با امکانات و کیفیتش عالیه!!! آن هم بخاطر مارک یا برندش هست که در عرصه موبایل ناشناختس ولی در عرصه مخابرات و الکترونیک مارک شناخته شده ای است!!  HUAWEI

من ، ایکیوسان و بوشوک رفتیم از این گوشی خریدیم HUAWEI Y-300  !! موبایلی که خریدیم CPU دو هسته ای 1.2 اندروید 4.1   وکلی امکانات دیگه در حالی که قیمتش فقط پانصد و ده هزار تومنه !!!

به این MJ  گفتم که بیا این گالکسی ایس تو بفروش از این گوشیا بگیر !!! تو کتش نمیره که نمیره!!!

+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 19:35 نويسنده بادار |

سلام . چی حال دارین؟؟؟ جن جور؟؟ صحت خوب؟؟ امیدوارم حالتون خوب باشه و امتحانا رو با موفقیت پشت سر گذاشته باشین. یه نفس راحت کشیدیم آخییشش!!

اما کسایی که بعد انتخابات تازه امتحاناشون شروع میشه باید بگم  پوسستتون کندس تو این گرما !!! خخخخخ

خلاصه بگم که برگشتیم و در صحنه حضور داریم!! بابا صحنه وبلاگ داری و نویسندگی دیگه!!!

+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 19:33 نويسنده بادار |
برای ورود به شبکه اجتـــ.ماعی فیسبوق به ادامه مطلب بروید
 
 
 

ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم خرداد 1392ساعت 10:39 نويسنده بادار |
این مجموعه فایلهای آموزش زبان نصرت رو ندارین تو هاردتون؟

سر کار، به گوشمون باشه...



کل اینترنتُ زیر و رو کردم دانلودیش پیدا نمیشه.

+ تاريخ پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 22:44 نويسنده بادار |


اینکه یه دختر خیلی خیلی خوشکل باشه واسش خیلی خیلی گرون تموم میشه، اگه حیا نداشته باشه.



+بعضی دخترام هستن که زشتن، و هرچقدرم بی حیا باشن مشکلی پیش نمیاد.


+ تاريخ سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 13:25 نويسنده بادار |
۴ روز تا امتحانم فرصت دارم  می خوام درس بخونم  !!! بعد میگم حالا که وقت دارم بیا کمی need for speed most wanted  بازی کنم !!! اقا همینجور میگذره تا میرسه به روز قبل امتحان !!!!بعدشم مثل چی میشنم درس میخونم!!! شبم بیدار میمونم !!! بچه ها فقط من اینجوریم یا شما هم اینجوریید؟؟؟؟؟؟

ولی چه آینده درخشانی در انتظارمه؟؟!!

فک میکنید با این وضع معدلم چند باشه!!! ولی بهتون بگم معدلم بالاس!!!

+ تاريخ دوشنبه سیزدهم خرداد 1392ساعت 11:57 نويسنده بادار |

توی یه پارکی که وسط یکی از کوچه های آذر  ِ ، نشسته بودم و داشتم جدول حل می کردم که به گوشم صوبتای ِ دو جوان قمی می رسید، که یکیشون به اون یکی میگف:


+ سر من منت می زاری ؟ حساب اون قیلونایی که اومدی خونمون کشیدی رو داری؟ من خودم سر خدا هم منت میزارم که منو آفریده ...! سر من منت نزار پمبه به تو روت بمالن..


صدای موزیک رو بلندتر کردم که حرفاشون به گوشم نرسه، که یه پیرمرده نشست کنارم ... :دی

داشت باهام صوبت میکرد، اما هندزفری توی گوشم بود و صداشو نمیشنیدم، الکی سرمو تکون میدادم، همه ی خونه های جدول که پر شد، هندزفری رو از گوشم درآوردم، که پیرمرده گف: ببخشید شما پاکستانی هستید؟؟



+ تاريخ شنبه یازدهم خرداد 1392ساعت 21:57 نويسنده بادار |
باور کنید ارزش خوندن رو داره
پس حتما بخونیدش

به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت.
مقابش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !!
... شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من چه بگوييد؟
شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.
شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟ !!
شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست .
درس امروز اين است :
هرگز با خودت قهر مکن .
هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني.
و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني.
به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري .
هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده .
تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ...
درس امروز من همين است .
شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت دهکده اش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمي اش وارد مدرسه شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است .
شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت :اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني .
به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند .
هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن .
هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين کنند .
خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني...
+ تاريخ چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 11:12 نويسنده بادار |
عاقا من که مخم داره سوت میکشه از دست درس خوندن!!!

انصافا خسته شدم!!!

ولی این امتحانا یه مزیت داره!!! آدم یخورده با رشتش آشنا میشه!!!

بعد میفهمه همچینم بد نیستا!!!

+ تاريخ شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 18:5 نويسنده بادار |